logo_Committee




ثبات سياسي و حقوق بشر
پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۷ - ۰۸ ژانويه ۲۰۰۹

مهرانگيزکار

حقوق بشر اصلاح در قوانين و شيوه هاي اجرايي آن را دنبال مي کند و لزوما در پي براندازي نيست. حال اگر در ‏کشوري نقض گسترده حقوق بشر چندان اعتراض عمومي را برانگيزد که وحشت از مردم نگراني محافل امنيتي ‏را دامن بزند گناه فعالان حقوق بشر نيست و راه چاره آن مهر و موم کردن مراکز حقوق بشري و بگير و ببند ‏فعالان نيست. فعاليت هاي حقوق بشري در جاهايي نتيجه مي دهد که ثبات سياسي وجود داشته باشد. بنابراين ‏حرکت هاي با هدف بهبود وضعيت حقوق بشر در شکل اصيل و پايدار آن براندازي و ايجاد فضاي وحشت و ‏خشونت را در جاي هدف انتخاب نمي کند.‏

ابزاري شدن حقوق بشر در روابط سياسي از منزلت آن نمي کاهد. در دوران موسوم به جنگ سرد، دولت امريکا ‏از حقوق بشر استفاده ابزاري کرد تا دولت هاي کمونيستي را تضعيف کند. اين رويه همواره در خود امريکا تقبيح ‏شد و فعاليت مستقل حقوق بشري در جامعه مدني ادامه يافت و هنوز که هنوز است استفاده ابزاري در جنگ سرد ‏در بحث هاي دانشگاهي به نقد گذاشته مي شود. اسلام و مسلماني در جنگ قدرت به صورت ابزاري به کار آمده، ‏اما مومنان از آن روي بر نمي تابند، هر چند از افراد و گروههاي فرصت طلب که دين را ابزاري کرده اند روي ‏بر مي گردانند.‏

ثبات سياسي بستري است مناسب براي پافشاري بر نظام ارزشي حقوق بشرو نظام ارزشي حقوق بشر هرگاه ‏محترم شمرده بشود تحکيم بخش ثبات سياسي است. در جايي که احزاب مستقل سياسي و مطبوعات فرصت نشو و ‏نما ندارند، هر نوع محفل و مجمعي ممکن است جايگزين آنها بشود. در شرايط انسداد سياسي خطراتي که ثبات را ‏تهديد مي کند يکي دو تا نيست و نمي توان با خشونت در امن و امان حکومت کرد. همواره اين احتمال مي رود که ‏نظم سياسي در هم بريزد. خودي هايي که با ضعف هاي حکومت از نزديک آشنا هستند ناگهان از بيخ گوش ‏حکومت به آن ضربه مي زنند. حکومت ايران در يک چنين شرايطي است. فضا را پياپي بر نمايندگان نهادهاي ‏مدني که آنها را وفاداران بي چون و چراي خود نمي يابد مي بندد و انديشه نمي کند به دستجاتي که فرصت طلبانه ‏اداي وفاداري در مي آورند و دير يا زود ثبات سياسي را در هم مي ريزند. نخستين اقدام انتحاري که اخيرا در ‏مرزهاي ايران اتفاق افتاد به قدر کافي هشداردهنده بود. هرگاه بستن نهادهاي مدني مفيد بود اين علامت خطر ‏آفتابي نمي شد.‏

فعالان حقوق بشر نمي توانند به حکومتي که مديرانش اسناد و متون حقوق بشري را کاغذ پاره مي دانند کمک ‏برسانند. در نتيجه هر چند براندازي را در نظر نداشته باشند رفتارشان از نگاه امنيتي مصداق براندازي است. ‏استناد به اعلاميه جهاني حقوق بشرو ميثاق هاي جهاني از اين نگاه دشمني با زورمنداني است که از اين کاغذ پاره ‏ها در محافل جهاني ابراز نفرت مي کنند. اما در مورد ايران آنچه موضوع را پيچيده مي کند دوگانگي در برخورد ‏با اسناد بين المللي است.ايران با انتظارات ضد و نقيض در صحنه هاي جهاني ظاهر مي شود. از طرفي ‏قراردادهايي را که در زمان شاه با کشورهايي مانند عراق يا امارات امضا شده وتکليف حدود مرزي يا واگذاري ‏سه جزيره را روشن ساخته ارج مي نهد، از طرف ديگربه ميثاق هاي حقوق بشري امضا شده در زمان شاه و حتي ‏کنوانسيون حقوق کودک که پس از انقلاب امضا شده اعتنا نمي کند. اين رفتار دوگانه در صحنه هاي بين المللي ‏فايده نهايي در بر ندارد و کشوري که در شرايط اقتصادي کنوني سخت درگير کسر بودجه خواهد شد بهتر است ‏دستکم به منتقدان حقوق بشري که از وجاهت و مشروعيت جهاني بهره اي دارند اعلام جنگ نکند. ‏

دولت ايران عضو سازمان ملل متحد است. دو انقلاب آزاديخواهانه پشت سر دارد. در هر دو انقلاب روحانيت ‏نقش چشمگير ايفا کرده است.مردم در انقلاب دوم هنگامي پسوند اسلامي را پذيرفتند که اسلام را با مضامين حقوق ‏بشري براي آنها که تشنه آزادي بودند تعريف کردند. در آن تعريف از آنچه بلافاصله پس از انقلاب بر ضد حقوق ‏بشراتفاق افتاد نشانه اي نبود. مي گفتند آمده اند تا با طاغوت نبرد کنند.طاغوت و طاغوتي کنايه اي شد بر حکومت ‏فرعون و طاغوتي در جاي کساني که حکومت فردي و استبدادي را پشتيباني مي کردند وارد محاوره روزمره ‏مردم شد. ادعا اين بود که هر آنچه از طاغوت نشانه اي دارد بر خطاست. فرعون به گونه اي از سوي انقلابيون ‏اسلامي تعريف شد و مي شود که رفتار و شيوه هاي سياسي اش نمادي است از نقض حقوق و کرامت انساني.‏
اينک چهره فعالان حقوق بشر را فرعوني طراحي مي کنند. نظام ارزشي حقوق بشر تا براي کسب قدرت به آن ‏نياز داشتند عين اسلام بود و زود تبديل شد به عدوي اسلام. فعالان حقوق بشرمگر جز اين است که رفتار فرعوني ‏را گزارش مي دهند.مگر شرح محاکمات غير منصفانه که نمادي است از شيوه هاي فرعوني کار نادرستي است ؟ ‏به فرض هم که کساني آن را دوست نداشته باشند ارزش و احترام افشاگري پيرامون شکنجه، تبعيض، اعدام ‏نوجوانان، تحقير وتوهين به انسان هايي که بدون حق دفاع در زندان به سر مي برند و مانند آن سر جاي خود باقي ‏است. اطلاع رساني از ستمگري هاي انسان بر انسان هرگاه تعطيل بشود فلک جلودار ستمگران نخواهد بود.‏

در جهان امروزي ديگر چارديواري اختياري نيست. ظوابط جهاني حقوق بشر جارديواري را شکسته است. مهمان ‏ناخوانده اي نيست. مردم دعوتش مي کنند. معترضان به ورود اين مهمان در جهل مرکب نگاه داشته شده اند، ‏وگرنه کيست که از محاکمه منصفانه و گسترش عدالت در دادرسي بدش بيايد.‏

اطلاع رساني فعالان حقوق بشر محرمانه نيست. در اساسنامه کانون مدافعان نظارت بر امر حقوق بشر تصريح ‏شده است. تا حال مفاد اساسنامه تحمل شده بود. اين برخورد دولت ايران براي دولت و احترام جهاني آن سودمند ‏بود. مردم هم از آن سود مي بردند. اگر دولت نمي خواست هزينه بپردازد پيش از دامن زدن به داوري هاي جهاني ‏پيرامون نابردباري حکومت ايران مي توانست با اعضا کانون که عموما سرد و گرم چشيده هستند وارد مذاکره ‏بشود، هنوز هم دير نيست، مذاکره با منتقدان نشانه تدبير و قدرت حکومت و بازتابي است از ثبات سياسي. حيف و ‏زيانبار است اگر اين فرصت از دست برود.‏



برگرفته از: روزآنلاين

send page email page     print version print


                   


نظر شما؟

نام:

عنوان:

نظر:
codeimgکد را اينجا وارد کنيد:


جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران – اتریش
Human-rights-iran.org