logo_Committee




در این زمینه
نگاهی انتقادی به گزارش تازه احمد شهید
سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۲ مارس ۲۰۱۳

*بهنام دارایی زاده

پنجشنبه ۲۸ فوریه، گزارش تازه احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران منتشر شد. این سومین گزارش رسمی آقای شهید از هنگام انتصابش به این سمت، از سوی شورای حقوق بشر در ژوئن ۲۰۱۱ است. این گزارش روز دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۱در اختیار شورای حقوق بشر قرار گرفت.

اگر به ساختار کلی متن، یا سر فصل‌هایی که گزارش بر پایه‌ آن تنظیم شده است، نگاهی داشته باشیم، این طور به نظر می‌‌‌رسد که آقای احمد شهید و تیم همراهشان، به تمامیِ مواردی که این روزها دغدغه‌ فعالان حقوق بشر ایرانی است پرداخته‌اند؛ از بازداشت جمعی روزنامه‌نگاران در تهران تا نقض‌های مستمر و دامنه‌دار حقوق زندانیان، زنان، دگرباشان جنسی، موارد شکنجه، اعدام، تداوم بازداشت‌های خودسرانه‌ آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، وضعیت وکلا.

اما آیا واقعن این گزارش آن طور که به نظر می‌رسد گزارش جامع و کاملی است؟ آیا با در نظر داشتن نکاتی که آقای شهید در گزارش بر آن‌ها انگشت گذاشته‌اند، می‌توان به تصویر روشنی از آنچه که در ایران می‌گذرد رسید؟
گزارش آقای شهید در سه بخش «مقدمه»، «وضعیت حقوق بشر» و«نتیجه‌گیری و توصیه‌ها»، تنظیم شده است.(متن کامل گزارش)

از بخش نخست یا مقدمه و همین طور بخش توصیه‌های پایانی که بگذریم، بخش اصلی و محوری گزارش، آنجا است که قرار است به «وضعیت حقوق بشر در ایران» پرداخته شود.

این بخش، خود شامل ۱۰ زیرشاخه می‌شود که از این قرار است: ۱- انتخابات آزاد و عادلانه/ ۲- آزادی بیان، تجمع و تشکل/ ۳- مدافعان حقوق بشر/ ۴- شکنجه/ ۵- اعدام‌ها/ ۶- حقوق زنان/ ۷- اقلیت‌های قومی/ ۸- اقلیت‌های مذهبی/ ۹ - حقوق دگرباشان جنسی/ ۱۰- حقوق اقتصادی و اجتماعی

گستره‌ حقوق ما تا کجاست؟

در ادبیات حقوق بشری، معمولاً از سه نسل از حقوق بشر نام می‌برند؛ حقوق مدنی-سیاسی(نسل اول) حقوق اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی (نسل دوم) و حقوق جمعی(collective rights) که همان حقوق نسل سوم باشد.

«حقوق نسل اول»، بیش‌تر ناظر به حقوق و آزادی‌های فردی است؛ حقوقی که در مواجهه با قدرت سیاسی حاکم تعریف می‌شود و بنا است که از «شهروند» در برابر دولت مستقر حفاظت کند.

این دست از حقوق، شامل آزادی بیان، آزادی رفت و آمد، آزادی تجمع و گردهمایی‌ها، منع بازداشت‌های خودسرانه، ممنوعیت شکنجه، حق مشارکت سیاسی و برخورداری از موازین یک آیین دادرسی منصفانه و... می‌شود.

در کنار این دست از حقوق و آزادی‌ها، حقوق دیگری نیز در اسناد حقوق بشری صورت‌بندی شده است که بر خلاف حقوق نسل اول، کارکرد «ایجابی» دولت‌ها را می‌طلبند و برای دولت‌ها، مسئولیت یا تکلیف قائلند.

حق کار، حق مسکن، حق آموزش، حق تشکیل یا عضویت در سندیکا‌ها، حق برخورداری از خدمات درمانی و بهداشتی، حق تامین اجتماعی، حق به استراحت و شادی و غیره.

همان طور که اشاره‌ای شد، ماهیت یا چیستی این دسته از حقوق به گونه‌ای است که دولت‌ها موظفند برای تحقق آنها، برنامه‌ریزی‌های مشخصی داشته باشند و بودجه‌‌های مالی روشنی را تخصیص دهند.

فرضاً بدون صرف بودجه‌های مالی مناسب، حقیقتاً نمی‌توان از حق برخورداری از آموزش همگانی و رایگان ( به گونه‌ای که شامل تمامی شهروندان و پناهندگان و... بشود) صحبت کرد.

در کنار این دو دسته از حقوق، از سال‌های ابتدایی دهه‌ ۱۹۷۰(به ویژه با تصویب اعلامیه استکهلم در ۱۹۷۲ در زمینه حق محیط زیست سالم) برخی از تحلیل‌گران از گروه سومی از حقوق نام می‌برند که به حقوق نسل سوم یا حقوق بشر «جمعی» مشهور است. این دسته از حقوق، شامل حق به محیط زیست سالم، حق به صلح، حق به توسعه است.

حال با توجه به پرسش نخست؛ گزارش تازه آقای احمد شهید تا چه اندازه توانسته به گستره‌ موارد نقض حقوق بشر در ایران بپردازد یا فراگیرعمل کند؟

کاستی‌های اصلی

۱- واقعیت این است که در سراسر این گزارش، حتی یک خط هم درباره‌ وضعیت کارگران ایران نوشته نشده است. آیا به راستی می‌توان «گزارشی از وضعیت حقوق بشر در ایران» تنظیم کرد و آن را به اصلی‌ترین مرجع بین‌المللی در این زمینه ارائه داد، بدون آنکه اشاره‌ای به نقض مستمر و جدی حقوق میلیون‌ها کارگر و خانواده‌های آن‌ها شود؟

حقوق جمعی کارگران ایران همانند حق به تشکیل تشکل‌های مستقل کارگری، برگزاری اعتصاب‌ها، حمایت در برابر اخراج‌ها، فراهم بودن وسایل ایمینی و... به طور روزمره و آشکاری در ایران نقض می‌شود و متاسفانه در گزارش آقای احمد شهید، کوچک‌ترین اشاره‌ای به این وضعیت نشده است.

هنوز سه ماه از کشته شدن هشت کارگر در معدنی زغال سنگ طبس نگذشته است؛ آیا این انتظار نبود که آقای شهید با اشاره به این رویداد، شمار بالای حوادث حین کار در ایران را زیر سئوال می‌برند و از این طریق، تکلیف و مسئولیت دولت ایران را در قبال فراهم‌سازی حداقل‌های حقوق کارگران گوشزد و یادآوری می‌کرند؟

۲- نقض حقوق کودکان؛ وضعیت «کودکان کار» در ایران و بی‌مسئولیتی مطلق دولت ایران در قبال آنان، مسئله‌ای نیست که خیلی پنهان باشد؛ اما ظاهراً از چشم آقای شهید و تیم همراه ایشان به کلی دور مانده است.

برای نمونه، شرایط رسیدگی به اتهام‌های کودکان در دادگاه‌های اطفال و وضعیت نگهداری آنان در «کانون‌های اصلاح و تربیت»، به طور دائم مورد اعتراض فعالان حقوق کودک است و متاسفانه آقای شهید هیچ اشاره به این موضوع یا موضوع‌های مشابه در زمینه حقوق کودکان نکرده اند.

۳- در حالی که مقامات ایرانی آشکارا صحبت از نگهداری زندانیان مواد مخدر در «اردوگاه‌های کار اجباری» می‌کنند و وعده می‌دهند که قرار است این زندانیان را در شرایط سخت نگه دارند، آقای شهید در گزارش تازه خود، کوچک‌ترین اعتراض یا حتی اشاره‌ای به این سیاست ضدحقوق بشری اما رسمی و دولتی حکومت ایران نمی‌کنند.

حقوق زندانیان، تنها حقوق زندانیان سیاسی، عقدیتی یا روزنامه‌نگاران نیست. آقای شهید نسبت به بازداشت روزنامه‌نگاران حساس هستند و به فاصله چند هفته، وضعیت آنان را در گزارش خودشان بازتاب می‌دهند، اما این انتظار جدی و حرفه‌ای از «گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر» هست که نسبت به نقض حقوق سایر زندانیان، به ویژه زندانیان گم‌نام و نیز زندان‌های شهرستان‌ها حساس باشند و مسئله «نقض حقوق زندانیان» را به مثابه یک مسئله عام، مستقل و جدی پیگیری کنند.

۴- در وجهی دیگر، آقای شهید، در هیچ جای این گزارش نسبت به نقض گسترده و سیتماتیک حقوق پناهندگان افغان در ایران اعتراض نکرده‌اند؛ بر پایه‌ تمامی گزارش‌های موجود، شمار قابل ملاحظه‌ای از اعدام‌ها در ایران مربوط به اعدام افغان‌ها است که تقریباً هیچ سازوکار حمایتی قابل قبولی برای آنها وجود ندارد.

افغان‌های متهم، معمولاً در محاکمه‌هایی جمعی‌ِ دادگاه‌های انقلاب، با اتهام حمل و نگهداری موارد مخدر محکوم می‌شوند و در فاصله‌ کوتاهی هم به جوخه‌های مرگ سپرده می‌شوند.بدون آنکه اطلاع دقیقی از روند رسیدگی به پرونده آنها وجود داشته باشد.

۵- نقض گسترده‌ مصادیق حقوق بشر نسل سوم، از جمله «حق محیط زیست سالم» هم از دیگر کاستی‌های این گزارش است؛ برپایه‌ تمامی گزارش‌های دولتی، وضعیت آلودگی هوای تهران و چند شهر دیگر ایران به حدی جدی و بحرانی است که «حق حیات» میلیون‌ها شهروند ایرانی در خطر قرار دارد.

کاستی‌های این گزارش؛ تنها به مواردی که بر شمرده شد محدود نمی‌شود و این لیست را کماکان می‌توان ادامه داد. اما حقیقت این است که نگرانی اصلی، تعداد موارد پرداخت نشده نیست؛ آنچه به واقع موجب نگرانی می‌شود؛ «تاثیرپذیری پرسش‌برانگیز آقای شهید و تیم همراهشان،از گفتمان غالب حقوق بشری در ایران» است.

گفتمانی که معمولاً «حقوق بشر» را در «نسل اول» یا همان «حقوق مدنی-سیاسی» خلاصه می‌کند و به ندرت، یا حتی با اکراه، به مواردی می‌پردازد که دلمشغولی شمار بسیار بیشتری از مردم ایران است.

------------------
*بهنام دارایی زاده، روزنامه‌نگار و وکیل دادگستری است.




برگرفته از: BBC

send page email page     print version print


                   


نظر شما؟

نام:

عنوان:

نظر:
codeimgکد را اينجا وارد کنيد:


جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران – اتریش
Human-rights-iran.org